Feb 06 2010, 01:29 AM
آمد و اتش به جانم کرد و رفتبا محبت امتحانم کرد و رفتامد و بنشست و اشوبی به پادر میان دودمانم کرد و رفتامد و روئی گشود و شد نهاننام خود ورد زبانم کرد و رفتامد و او دود شد من شعله ایدر وجود خود نهانم کرد و رفتامد و برقی شد و جانم بسوختاتشین تر این بیانم کرد و رفتامد و ائینه گردانم بشدطوطی بی همزبانم کرد و رفتامد و قفل از دهانم برگشودچشمه اب روانم کرد و رفتامد و تیری زد و شد ناپدیدهمچنان صیدی نشانم کردو رفتامدو چون افتی در من فتاد سر به سوی اسمانم کرد و رفت
برای مشاهده متن اصلی این مطلب، اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده متن اصلی این مطلب، اینجا کلیک کنید.